X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 8 تیر‌ماه سال 1388

طلاق به خاطر ترس از موش!

مرد جوانی که از ترسو بودن همسرش خسته شده بود برای طرح دادخواست طلاق به دادگاه خانواده رفت.

زوج جوانی با مراجعه به دادگاه از قاضی خواستند به پرونده آنان هر چه سریع تر رسیدگی و تکلیف زندگی ناموفق شان را مشخص کند.
قاضی دادگاه پس از اینکه طرفین را به آرامش دعوت کرد از مرد جوان خواست دلایلش را برای مراجعه به دادگاه خانواده بیان کند. این مرد با اظهار پشیمانی از انتخاب همسرش گفت؛ دو سال پیش از طریق یکی از دوستانم با پروین آشنا شدم و پس از گذشت زمان کوتاهی به شدت به هم علاقه مند شدیم به طوری که از وی خواستم درباره ازدواج با خانواده اش صحبت کند. پس از انجام مراسم خواستگاری پروین را با مهریه 350 سکه بهار آزادی به عقد خود درآوردم.

وی ادامه داد؛ پس از اینکه زندگی مشترک مان را آغاز کردیم متوجه شدم پروین به شدت ترسو است و از هر چیز کوچکی وحشت می کند حتی با دیدن سوسک و جانوران کوچک تمام همسایگان را برای کمک به منزل می آورد.

مرد جوان افزود؛ چند روز پیش وقتی در محل کارم بودم پروین با تلفن همراهم تماس گرفت و با گریه و زاری از من خواست برای کمک به وی سریع به منزل بروم. او بلافاصله تلفن را قطع کرد. من که خیلی ترسیده بودم با آژانس به منزل مان رفتم و زمانی که در را باز کردم همسرم را دیدم که روی اپن آشپزخانه ایستاده بود و گریه می کرد، وقتی از وی مشکل را پرسیدم گفت در راهروی حمام منزل مان یک موش دیده است. از همان روز درگیری ما شروع شد. دیگر خسته شده ام. همسرم نمی خواهد خودش را تغییر دهد و به همین دلیل قصد دارم وی را طلاق دهم چون او با جیغ هایش آرامشم را به هم ریخته است.

قاضی شعبه پس از ثبت اظهارات این مرد از پروین خواست او نیز حرف هایش را مطرح کند. زن جوان گفت از بچگی از هر جانوری می ترسیدم و همسرم مدام مرا به خاطر ترسو بودنم مورد سرزنش قرار می دهد و من را درک نمی کند. ترس دست خودم نیست و دیگر طاقت سرزنش های شوهرم را ندارم.

پس از ثبت اظهارات طرفین پرونده قاضی دادگاه رسیدگی به موضوع را به آینده موکول کرد.

ازدواج اجباری و آسیب‌های آن

‌احتمال طلاق در ازدواج اجباری قبل از بلوغ بیشتر است

فردی که به اجبار ازدواج می‌کند باید از نظر فکری و جسمی به بلوغ کامل رسیده باشد، در غیر این صورت احتمال طلاق برای زندگی چنین فردی بیشتر است

ازدواج امری طبیعی است بنابر این در این امر هر فردی، خود باید شخص مورد نظرش را انتخاب کند اما متأسفانه فقر مادی به خانواده‌ها چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد.

در مناطق محروم و همچنین خانواده‌هایی که وضعیت اقتصادی مناسبی ندارند، گاهی فرزندان خود را به سمت یک ازدواج اجباری سوق می‌دهند.

با گسترش ماهواره و اینترنت در کشورمان، خطراتی که فرزندان را تهدید می‌کند بیشتر شده است و گاهی والدین برای مصون نگه‌داشتن فرزندشان از این آسیب‌ها به اجبار برای آنها همسری انتخاب می‌کنند.
قلم‌بر ادامه داد: افرادی که به یک ازدواج اجباری تن می‌دهند بعد از مدتی از نظر جسمانی، روحی و روانی دچار آسیب می‌شوند.
احساس تنهایی و شرم، ضعف‌های فکری، خود‌کشی و همسر‌کشی از عواقب ازدواج اجباری است.
ازدواج اجباری برای پسران هم اتفاق می‌افتد اما دختران در چنین ازدواج‌‌هایی بیشتر آسیب می‌بینند.
همسرانی که به اجبار با هم ازدواج کرده‌اند اگر با یکدیگر همفکری کنند، کمتر مورد آسیب قرار می‌گیرند اما اگر یکی از طرفین دیگری را فقط برای مسائل جنسی بخواهد، زندگی آنها هیچ سرانجامی نخواهد داشت.
افراد باید بدانند که مشاوران در زمینه‌های مختلف می‌توانند دست یاری به آنها دهند اما این جزئی از کار است و خود فرد باید در زندگی‌اش نقش اساسی داشته باشد.
افراد در ازدواج اجباری حداقل شناخت را از یکدیگر ندارند و عدم شناخت کامل در زندگی، مشکلاتی را ایجاد می‌کند.
افرادی که به اجبار با یکدیگر ازدواج کرده‌‌اند بعد از به دنیا آمدن فرزندشان در زمینه ابراز محبت به آنها دچار افراط و تفریط شده و کودکان چنین خانواده‌هایی نیز در معرض آسیب شدید هستند.